السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
481
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : اين معنا را ابن فهد و ديگران هم نقل كردهاند . 157 - و نيز در احياء العلوم مىگويد : در روايت ديگرى دارد كه رسول خدا ( ص ) وقتى كه نماز مىخواند مانند پارچه اى مىشد كه در گوشه اى افتاده باشد . 158 - و در بحار مىگويد : عايشه گفته است : رسول خدا ( ص ) براى ما و ما براى او سخن مىگفتيم ، همين كه موقع نماز مىشد حالتى به خود مىگرفت كه گويى نه او ما را مىشناخته و نه ما او را مىشناختهايم . « 2 » 159 - و مفيد الدين طوسى در كتاب مجالس به سند خود كه آن را منتهى به على ( ع ) كرده ، نقل نموده كه آن جناب وقتى كه ولايت مصر را به محمد بن ابى بكر داد ، دستور العملى به او مرحمت نمود ، و در ضمن آن فرمود : مواظب ركوع و سجود خودت باش ، زيرا رسول خدا ( ص ) از همه مردم نمازش كاملتر و در عين حال اعمالش در نماز از همه سبكتر و كمتر بود . « 3 » 160 - و در كتاب جعفريات به سند خود از جعفر بن محمد از آباى گرامش از على ( ع ) نقل كرده كه فرمود : هر وقت دهن دره و خميازه رسول خدا را مىگرفت آن جناب آن را با دست راست خود رد مىكرد . « 4 » مؤلف : در كتاب دعائم نيز روايتى نظير اين روايت نقل شده . 161 - و در كتاب علل به اسناد خود از هشام بن حكم از ابى الحسن موسى بن جعفر ( ع ) حديثى نقل كرده كه در ضمن آن گفته است : خدمت آن حضرت عرض كردم به چه علت بايد در ركوع بگويند : « سبحان ربى العظيم و بحمده » و ليكن در سجود گفته شود : « سبحان ربى الاعلى و بحمده » فرمود : اى هشام وقتى كه رسول خدا ( ص ) را به معراج بردند و در آنجا نماز گذاشت و ذكر گفت و از عظمت خداوند ديد آنچه را كه ديد بندهاى بدنش مرتعش شد و بدون اختيار به حالت ركوع درآمد ، و در آن حال گفت : « سبحان ربى العظيم و بحمده » وقتى كه از آن حالت برخاست نظرش به عظمت خداى خود در مكان بلندترى كه از آن بلندتر تصور نمىشود افتاد و بدون اختيار صورت خود را به خاك نهاد و
--> ( 1 ) مستدرك ج 1 ص 263 و به نقل از پاورقى سنن النبى كتاب زهد النبى ص 161 و احياء العلوم . ( 2 ) و مستدرك ج 1 ص 264 ح 18 . ( 3 ) امالى مفيد ص 156 . ( 4 ) كتاب جعفريات ص 36 .